دوره 1391، شماره 93 - ( 8-1391 )                   جلد 1391 شماره 93 صفحات 22-25 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

رحمتی زاده شیما، مرسل نژاد داوود. زیرساخت دادۀ مکانی یک ضرورت، یک نیاز. ماهنامه علمی- ترویجی اکتشاف و تولید نفت و گاز. 1391; 1391 (93) :22-25

URL: http://ekteshaf.nioc.ir:80/article-1-205-fa.html


1- مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران
چکیده:   (3455 مشاهده)
اولین قدم در راه توسعه و برنامه ‌‏ریزی برای استفادۀ بهینه از امکانات موجود، دستیابی به آمار، ارقام و اطلاعات دقیق همراه با سرعت عمل بالاست؛ چراکه نقطۀ اتکا مدیریت و برنامه ‌‏ریزی در بخش‌‏ های مختلف، داشتن اطلاع ‌دقیق از وضعیت موجود است که براساس آن بتوان مسیر حرکت به سوی آینده را مشخص کرد. امروزه به استفادۀ روزافزون از سامانه های مکانیزۀ اطلاعاتی، به دلیل ویژگی ‌هایی چون سرعت، دقت، سهولت دسترسی و گستردگی توجه می شود. همچنین دامنۀ وسیعی از فعالیت ‌های دولتی، خصوصی و حتی شخصی در سطح کشور، به اطلاعات مکانی متکی است. بیش از 80درصد اطلاعات موجود در بخش ‌های گوناگون، داده‌ های زمین مرجع است[1]؛ بنابراین رویارویی با حجم وسیع اطلاعات و ماهیت مکان محوری آنها، اشتراک داده ‌ها بین همۀ ارگان ‌ها را اجتناب ناپذیر می ‌کند. به لحاظ چنین اهمیتی، جهان امروز از یک سو شاهد پیشرفت ‌های گسترده در زمینۀ فنّاوری اطلاعات مکان محور3 و از طرف دیگر با تعدد کاربران این فنّاوری مواجه است. برای ساماندهی فعالیت‌ های مرتبط با زیرساخت داده‌ های مکانی4 که مجموعه ای از سیاست ‌ها، استانداردها، شبکه ‌های دسترسی، فنّاوری ‌ها، داده ‌های مکانی، سازمان‌ ها و نیروهای انسانی است، می ‌توان با استفاده از سیستم ‌های اطلاعات مکانی5، جمع آوری، دسترسی و استفادۀ بهینه از داده ‌های مکانی را در سطوح مختلف تسهیل و هماهنگ کرد. استفاده از مفهوم مکان در تجزیه، تحلیل و تصمیم ‌گیری، موضوع جدیدی در صنعت نفت و گاز نیست. درک صحیحی از مکان در هر مرحله از صنعت نفت با شروع از تعیین موقعیت برای حفاری چاه، انتخاب مسیر برای ساخت خطوط لولۀ انتقال از میادین نفت و گاز به صنایع پایین دستی، ‌پیداکردن مکان مناسب برای احداث پالایشگاه، سایر تأسیسات و انتقال فراورده ‌های نفتی، لازم و همۀ این فرایندها، براساس مکان استوار است. همسوشدن سیستم اطلاعات مکانی و سایر شاخه ‌های فنّاوری، به ویژه سیستم مدیریت پایگاه داده‌ ها6 با پشتیبانی اطلاعات مکان ‌مرجع، افق جدیدی را پیش روی مدیران در زمینۀ مدیریت توأم اطلاعات مکانی و غیرمکانی گشوده است. کارکرد داده‌ های مکانی توسعۀ ‌فنّاوری ‌های جدید با هدف اتخاذ تصمیمات بهینه بر پایۀ اطلاعات، کلید پیشرفت ‌های کنونی در جهان صنعتی به شمار می ‌رود. در دهه‌ های گذشته سرعت در تولید و عرضۀ اطلاعات ارزشمند، یکی از رموز موفقیت در سازمان ‌ها و مؤسسات محسوب می ‌شد. امروزه به دلیل مواجه شدن با حجم عظیمی از اطلاعات، نحوۀ برخورد با این موضوع به تدریج تغییر یافته و موضوع قابل دسترس بودن مداوم و ایجاد توان تجزیه و تحلیل سریع این داده ‌ها اهمیت به سزایی یافته است. بسیاری از این اطلاعات ماهیت مکانی و زمانی دارند. نقش این اطلاعات در اتخاذ تصمیمات مسئله ای است که باچالش ‌های فراوانی روبه رو می شود. وضعیت داده ‌های مکانی موردنیاز کاربران بر اساس تئوری کارکردهای داده7 به چهار طبقه تقسیم می ‌شود که عبارتند از: موجود بودن8، در دسترس بودن9، قابلیت بکارگیری10و میزان استفاده11 [2]. موجود بودن وجود دادۀ مکانی موردنیاز، اولین مسئله ای است که هر کاربر با آن روبه رو می شود. در گام بعدی است که مشخصه‌ های مجموعۀ داده ‌ها نظیر مقیاس، سیستم مختصات، دقت، زمان تهیه، آخرین تاریخ به هنگام رسانی، مدت اعتبار و غیره اهمیت می یابند. داده ‌های موردنیاز ممکن است در همان واحدی که کاربر در آن کار می کند یا در واحد یا شرکتی دیگر یا بر اثر دوباره‌ کاری و موازی ‌کاری در چندین قسمت باشند. در مجموع ممکن است دادۀ موردنیاز اصلاً وجود نداشته باشد یا موجود باشد، اما به هنگام نباشد یا پوشش دهی کامل یا دقت موردنیاز را نداشته باشد که در بسیاری از مواقع نیز ترکیبی از همۀ این حالات اتفاق می ‌افتد. مثلاً داده‌ های موردنیاز کاربر در چندین شرکت موجود است، اما هیچ کدام به هنگام و دقیق نیستند و منطقۀ درخواست شده را کامل پوشش نمی ‌دهند. در دسترس بودن بعد از کسب اطلاع از موجود بودن دادۀ مکانی موردنیاز، قابلیت دسترسی به داده ‌های موجود برای استفاده مطرح است. شاید بعضی از مجموعۀ داده ‌ها موجود باشند، اما در دسترس کاربران نباشند یا از جانب تولیدکننده برای استفادۀ کاربر عرضه نشوند. عوامل و فاکتورهای مختلفی ممکن است، باعث عدم دسترسی کاربران به داده ‌های موجود شوند یا برای دسترسی کاربران به داده ‌های موجود مانع ایجاد کنند. موانع سازمانی و اداری، ویژگی های فنی داده‌ ها، مسائل فرهنگی و امنیتی و سیاست های دسترسی از عمده ترین این عوامل اند. قابلیت بکارگیری در گام بعد میزان مطابقت داده ‌های مکانی موجود و در دسترس با نیازها و استانداردهای کاربران، برای استفادۀ آسان و سریع آنها در محیط ‌های سخت ‌افزاری و نرم ‌افزاری کاربران مطرح است. امکان دارد بعضی از مجموعه ‌داده ها، موجود و در دسترس باشند، اما از نظر قالب، ساختار هندسی، محتوای اطلاعات، طبقه بندی و تعریف داده ‌ها و غیره با نیاز کاربران متناسب نباشند و بنابراین کاربران ناگزیرند برای ویرایش و آماده سازی اطلاعات و کاربردی کردن آنها، زمان و هزینه صرف کنند. میزان استفاده با توجه به این واقعیت که داده ‌های مکانی برای استفادۀ کاربران در مقاصد تصمیم سازی، تصمیم گیری و برنامه ریزی تولید می ‌شوند، میزان استفاده از داده‌ های مکانی نیز موضوعی دیگر است که می ‌تواند برای داده‌ های مکانی رخ دهد. میزان استفاده به این موضوع اشاره دارد که تا چه اندازه کاربران از داده ‌های مکانی موجود استفاده می کنند. در بسیاری از موارد مشاهده می شود، داده ‌های مکانی موردنیاز کاربران موجودند، اما عملاً کاربران از آنها استفاده نمی کنند. یک عامل مهم در میزان استفاده، به فرهنگ کاربران مربوط است. بعضی از کاربران میل دارند داده ‌های موردنیازشان را خود تهیه کنند یا به عبارتی آنها به استفاده از داده ‌های موجود علاقه ‌ای ندارند. در این میان، کشمکش و اختلاف بین دو سازمان مختلف در سطوح سازمانی یا کارمندان ممکن است، این مسئله را تشدید کند. ناآگاهی از مزیت استفاده از داده ‌های مکانی در تصمیم گیری و برنامه ریزی نیز یکی از مهم ترین عواملی است که موجبات عدم استفاده از داده ‌های مکانی در تصمیم گیری و برنامه ریزی را فرآهم می آورد. زیرساخت دادۀ مکانی مفهوم زیرساخت دادۀ مکانی برای اولین بار درسال1980، برای رفع نیاز به اشتراک گذاری اطلاعات مکانی در کشورها طرح شد. برای نمونه در امریکا بحث دربارۀ زیرساخت دادۀ مکانی ملی در حدود سال 1989 در مجامع دانشگاهی آغاز شد و بعد از فرمان اجرایی رئیس جمهور وقت امریکا در سال 1994 به سرعت پیشرفت کرد. در استرالیا، فعالیت های اولیه در مورد توسعۀ زیرساخت دادۀ مکانی در سال 1984 دربارۀ مدیریت زمین در سطح ملی بیان شد و از سال 1996 با تعریف انجمن اطلاعات مکانی استرالیا، مدل مفهومی زیرساخت دادۀ مکانی استرالیا، به سرعت پیشرفت کرد. اکنون بیش از 80کشور گزارش هایی در مورد فعالیت های زیرساخت دادۀ مکانی خود ارائه داده اند. هر کشور با توجه به مسائل و مشکلات خاص خود از دیدگاه های مختلفی به زیرساخت دادۀ مکانی توجه می کند[2]، اما هدف از توسعۀ زیرساخت ها در همۀ جوامع یکی است: سهولت دسترسی به اطلاعات به نحوی که نیاز سازمان ها، ادارات، شهروندان، تجارت و به طورکلی جوامع مختلف را برآورده سازد. زیرساخت دادۀ مکانی برای اجتناب از بوجود آمدن شکاف در اطلاعات مکانی، دوباره کاری در جمع آوری داده ‌ها و مشکلات شناخته شده در دسترسی و استفاده از داده ‌های موجود، بوجود آمده است[3]. زیرساخت دادۀ مکانی، پنج رکن اصلی سازمان ها و مردم، سیاست ها، استانداردها، شبکۀ دسترسی و دادۀ مکانی دارد که با در کنار هم قرار گرفتن این مجموعه عوامل می توان زمینۀ مشارکت و همکاری همۀ دستگاه ‌های اجرایی و بخش ‌های خصوصی، دانشگاهی و تحقیقاتی را در مدیریت بهینۀ داده ‌های مکانی فراهم کرد[4]. شکل 2 ارتباط میان اجزای زیرساخت اطلاعات مکانی را نمایش می ‌دهد. زیرساخت دادۀ مکانی بستری است برای مطالعه، تولید، ذخیره سازی، به هنگام رسانی، بازیافت، نمایش، تبادل، به اشتراک گذاری، پردازش و بکارگیری دادۀ مکانی برای اتخاذ تصمیمات بهینه به ‌گونه‌ ای که با حدف فعالیت ‌های تکراری و موازی، یک بار داده، تولید و بارها استفاده می شود. تسهیل و تسریع فرایند تهیه و تولید دادۀ لازم و ساختاربندی آنها و درنتیجه کاهش هزینه ‌ها، بهبود دسترسی و قیمتگذاری داده، افزایش آثار تحقیق و توسعه، توسعۀ مبادلات داخلی و خارجی از دیگر دستاوردهای توسعۀ زیرساخت دادۀ مکانی است. دستیابی به زیرساخت دادۀ مکانی برای مدیریت بهتر و استفادۀ مؤثرتر از داده های مکانی در دستیابی به توسعۀ پایدار در سطوح مختلف جهانی، منطقه ای، ملی، استانی، سازمانی در جریان است[4]. از این رو نکتۀ قابل توجه در سلسله مراتب زیرساخت دادۀ مکانی، توسعۀ آن متناسب با نیازهای مدیریت، برنامه ریزی و اجرا در سطح موردنظر است. زیرساخت دادۀ مکانی ملی باید برآورده کنندۀ نیازهای اطلاعاتی مدیران و تصمیم گیران برای برنامه ریزی ‌های ملی باشد و زیرساخت دادۀ مکانی سازمانی باید به گونه ای فراهم شود که نیازهای اطلاعاتی برای برنامه ریزی های آن سازمان را پاسخگو باشد. این نیاز در سطح سازمان هایی مانند صنعت نفت که علاوه بر گستردگی مکانی با حجم بالایی از اطلاعات مختلف از قبیل تعداد زیادی نمودار‌های پتروفیزیکی، داده ‌های لرزه ‌نگاری، یافته‌ های زمین ‌شناسی و پیشرفت ‌های حاصل در تعبیر و تفسیر اطلاعات زمین ‌شناسی، آمار تولید، آزمایش ‌های متعدد و گوناگون چاه ‌ها، نتایج آنالیز آزمایشگاهی نمونه ‌های سنگ و سیال مخزن، تاریخچه ‌های حفاری و مشکلات چاه و میدان، تعمیرات متعدد چاه ‌ها، تأسیسات فرآورشی و بروز پیچید‌گی ‌های اقتصادی در بازار نفت و گاز روبه رو هستند، بیشتر احساس می ‌شود. ازاین رو مدیران و کارشناسان این صنعت همواره به دنبال راهکارهایی در راستای استفادۀ مؤثرتر از دادۀ موجود در تصمیم گیری های آینده بوده اند. اقدامات شرکت ملی نفت ایران مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران در راستای ساماندهی داده ‌های موجود خود در سال 1378 به تأسیس پایگاه دادۀ زمین شناسی اقدام کرد. با توجه به بازخورد‌های مناسب، این فرایند در سایر واحدهای مدیریت اکتشاف نیز تسری یافت و در سال 1380 اولین پایگاه دادۀ شرکت ملی نفت را مدیریت اکتشاف با نام PISDB12 تهیه و راه اندازی کرد. داده ‌های موجود در این بانک به دو دستۀ کلی تقسیم می شوند. بخش اول، داده ‌هایی اند که براساس تولیدات فرایندهای مختلف، ایجاد و از برنامه ‌های کاربردی تولیدشده در سامانۀ اطلاعات تغذیه می‌ کنند. این اطلاعات می ‌توانند در تهیۀ گزارش‌ ها، لاگ ها، نمودارهای تطابقی، مدلسازی و غیره استفاده شوند. بخش دوم آرشیو است که تصاویر گزارش های نهایی، نقشه ‌ها، خروجی نرم افزارهای تخصصی و غیره است که اکنون این دسته از اطلاعات با امکان جستجو، مشاهده و دانلود استفاده می شوند. همچنین از سال 1381 با استفاده از پایگاه دادۀ ‌ساخت مدیریت اکتشاف، رسماً ذخیره ‌سازی الکترونیکی اطلاعات و داده ‌های ارزشمند فنی و تخصصی تولیدشدۀ آن در بیش از یک قرن فعالیت ‌های اکتشافی و تولیدی در همۀ مدیریت‌ ها و شرکت ‌های تابعه آغاز شد. باید در نظر داشت مدیریت بهینۀ داده ‌ها، اعم از مطالعه، تولید، ذخیره سازی، به هنگام سازی، بازیابی، نمایش، تبادل، به اشتراک گذاری، پردازش و بکارگیری داده ها، مستلزم مشارکت و همکاری همۀ واحدهای صنعت نفت و سایر واحدهای خارج از این مجموعه است. همچنین تولید، نگهداری و به هنگام سازی داده ‌ها باید حین فعالیت روزمرۀ واحدهای مختلف صنعت نفت صورت گیرد. ازاین رو شرکت ملی نفت ایران برای تهیه و توسعۀ یک بانک اطلاعاتی منسجم که دربرگیرندۀ همۀ داده ‌ها و اطلاعات تولیدشده در زمینه ‌های بالادستی باشد، در سال 1384 بانک اطلاعاتی خود را بازنگری کرد و توسعۀ آن به نام سامانۀ اطلاعات بالادستی نفت رقم خورد. این سامانه با محوریت برخی از مدیریت ها، ازجمله مدیریت فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و مدیریت برنامه ریزی تلفیقی به سایر شرکت های فرعی نیز گسترش یافت. در سال های بعدی بنا به نیاز سازمانی نسخه های بعدی آن توسعه یافت و اکنون نیز در حال توسعه و تکمیل است. وجود مکانیزم مشخص اطلاع رسانی از موجودیت داده ‌ها در یک دستگاه باعث تسهیل جستجو، دستیابی و دسترسی به داده ‌های مکانی برای کاربران می شود. با تأسیس پایگاه دادۀ مرکزی برای مدیریت داده ها با امکان انجام تغییرات و افزودن و حذف اطلاعات در یک مجموعه، علاوه بر تسهیل فرایند به اشتراک گذاری داده ‌ها، ‌از ایجاد و بروز مشکلاتی ناشی از ویرایش های مختلف از یک مجموعه داده در ادارات مختلف جلوگیری می شود. لازم به ذکر است برای امکان جستجو بر داده ‌های موجود در سامانۀ اطلاعات بالادستی، متادیتا13 یا به عبارت دیگر فراداده، یعنی اطلاعاتی دربارۀ تولیدکنندۀ داده، تاریخ تهیۀ داده، سیستم مختصات و غیره نیز فرآوری و در سیستم نگهداری می ‌شوند. بدیهی است سامانۀ اطلاعات بالادستی تا رسیدن به یک پایگاه دادۀ جامع و کامل در سطوح تخصصی و پیشرفته، نیازمند فعالیت ‌های مستمر، کارشناسانه ‌و برنامه ‌ریزی ‌های کلان و حمایت‌ های مدیریتی ویژه ای خواهد بود. به طورخلاصه داشتن درک و دانش مکانی از محیط، امکان تصمیم گیری و برنامه ریزی بهینه را میسّر می ‌سازد. دانش مکانی در مورد یک فعالیت اجازه می دهد تا آن فعالیت به دیگر فعالیت ها یا عوارضی که در همان موقعیت اند یا در نزدیک آن اتفاق می افتند، پیوند یابند. همچنین دانش مکانی آثار منفی، مخرب و غیراقتصادی فعالیت ها بر یکدیگر را آشکار و امکان حذف این آثار را در مرحلۀ تصمیم گیری و برنامه ریزی میسّر می ‌سازد [2]. مدیریت اکتشاف در راستای استفاده از فنّاوری های جدید درسال 1388 تحقیق و توسعۀ دامنه دار و پیگیرانه ای را برای تأمین سیستمی برای مدیریت اطلاعات بر پایۀ دادۀ مکانی آغاز کرد. در این راستا وضعیت فعالیت های صورت گرفته، مسیرهای طی شده، دستاوردها و موانع پیش رو در سطح کشور و شرکت های نفتی بین المللی در این حوزه بررسی و ارزیابی شدند. همچنین برای ارزیابی و مشخص کردن کارآیی و توانمندی سیستم ‌های اطلاعات مکانی و با هدف ساماندهی اطلاعات مکانی موجود و ایجاد امکانات موردنیاز برای دسترسی آسان کاربران، به تأسیس پایگاه دادۀ مکانی و ایجاد پورتال مدیریت اطلاعات مکان ‌محور تحت وب، به صورت آزمایشی و برای مجموعه داده ای محدود و فرهنگ سازی درون سازمانی، اقدام گردید. نتایج حاصل نشانگر آن بود که جنس عملکرد و اطلاعات موجود در مدیریت اکتشاف که گستردگی زمانی و مکانی دارند، به ایجاد بستر اطلاعاتی مکانی و توصیفی منجر می ‌شود. این بستراطلاعاتی، رسانه ای میان بخشی خواهد بود که روان کنندۀ ارتباط ‌های اطلاعاتی و پیش برندۀ وظایف سازمانی در حوزۀ فنی می ‌شود. بنابراین در گام بعدی این مدیریت به مستندسازی و تعیین نیازمندی های مجموعه با همکاری همۀ واحدها و تعیین وضع مطلوب مدیریت، درخصوص مدیریت اطلاعات مکانی اقدام کرد تا با ایجاد زیرساخت مکان محور مناسب بتواند اطلاعات ارزشمند مدیریت اکتشاف را مدیریت کند. در پایان می توان مهم ترین مواردی را که در ایجاد زیرساخت دادۀ مکانی صنعت نفت باید به آنها توجه کرد، به شرح زیر برشمرد: تعریف و تعیین متولیان تولید داده در هر سطح و مجموعه، تعریف و بکارگیری استانداردهای واحد در راستای تولید، ذخیره ‌سازی، به هنگام رسانی، کنترل کیفیت و نمایش داده های مکانی، تولید و یکپارچه سازی داده‌ های فنی صنعت نفت در پایگاه داده ‌های مکانی، توسعۀ برنامه ‌های کاربردی روی پایگاه داده ‌های مکانی، تغذیه و نگهداری داده‌ های رقومی در فرمت مناسب، مستندسازی جریان اطلاعات در بین فعالیت های یک واحد، مشخص کردن ارتباط و جریان اطلاعات بین واحدها، مستندسازی نیازهای اطلاعاتی در سطوح مختلف صنعت، آموزش مرحله به مرحلۀ کاربران، تهیۀ فرادادۀ مناسب و کارآمد و ایجاد شبکه‌ های دسترسی به دادۀ مکانی. موارد فوق، بیانگر آن است که تحقق این مهم جز با مشارکت همۀ واحدها و در همۀ سطوح سازمانی محقق نخواهد شد.
متن کامل [PDF 283 kb]   (458 دریافت)    
نوع مطالعه: كاربردي |
دریافت: ۱۳۹۲/۸/۲۷ | پذیرش: ۱۳۹۲/۹/۲۴ | انتشار: ۱۳۹۲/۹/۲۴

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA code

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به ماهنامه علمی- ترویجی اکتشاف و تولید نفت و گاز می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | Journal of Exploration & Production Oil & Gas

Designed & Developed by : Yektaweb

تحت نظارت وف ایرانی